تبليغاتX
2 نوشت
عادت كرديم

ديدي عادت كرديم ؟ ديگه هيچكس سراغي ازشون نمي گيره . ديگه خبر سقوط هواپيما كه ده ها نفر سرنشين داشت ، برايمان عجيب نيست .


برايمان عجيب نيست كه سرمايه هاي انساني صد تا صد تا اوج بگيرند و سقوط كنند و خاكستر شوند . ما سرد شده ايم .عادت كرده ايم به سقوط هاي پي در پي . بدون آنكه آخر سر كسي مسئوليت اين سقوطها را بر گردن بگيرد . هيچ كس شهامتش را نداشت .





تا هواپيمايي سقوط مي كند ، همه صاحب عزا مي شوند . همه تسليت مي گويند و مشكي مي پوشند . همه مي گويند بايد تحقيق و تفحص كرد . اما آخرش چه ؟ آخر سقوطهاي قبلي چه شد ؟ مگه بار اول بود ؟ نه و قطعا بار آخر هم نخواهد بود .


بدنبال همه اين اتفاقات فقط پيام تسليتي و مجلس ختمي و بعد فراموشي ما .بدون آنكه هيچ كداممان تا پايان راه برويم . بدون آنكه خيلي هايي كه مي دانند گناهكارند ، به روي خودشان بياورند .


آمار خبرگزاري مهر نشان مي دهد كه از سال 1358 تا سال 1380 (يعني 22 سال ) 200 نفر بر اثر سوانح هوايي در ايران كشته شده اند و از سال 1380 تا 1384 مي دانيد چند نفر ؟ 400 نفر . يعني ميانگين جانباختگان هوايي در 22 سال اول انقلاب سالانه تقريبا 7/9 نفر بوده و در چهار سال اخير اين ميانگين به 80 نفر در سال رسيده است. ميزان واكنش ها چطور ؟ ميزان نگرانيها و پيگيريها چه ؟ آيا آنها هم 9 برابر شده است ؟


اينجاست كه افسوس مي خوريم . يعني به همين راحتي مي توان از كنار اين موضوع گذشت ؟ همه فراموش كردند كه چه اتفاقي افتاد. فقط خانواده هاي داغدارند كه تا آخر عمر جاي خالي عزيزانشان را احساس مي كنند و اين قصه همچنان ادامه دارد .


سقوط هاي ديگري هم در انتظارند كه جان مردم ما را مي گيرند . بدون آنكه واكنشي را برانگيزد . شايد خود من هم روزي يكي از قربانيان يك سقوط هوايي باشم . انتظار هم ندارم كه كسي در نبودنم آهي بكشد و يا علت و مسبب آن را جويا شود .


چون ما به رفتن عادت كرده ايم .



توي خيابان داري مي روي ، يك دفعه چرخ ماشينت مي افتد توي يك چاله و عين خيالت نيست . حتي زير لب فحش هم نمي دهي . آخه خيابون كه بدون دست انداز و چاله چوله نمي شه !


پس ديدي عادت كرديم ؟



توي بانك مي روي و مي بيني مسؤل پرداخت پول رفته ناهار . مردم پشت در ايستاده اند و هيچ كس حرفي نمي زند . همه چيز عادي شده . انگار اين معطل كردنها بخشي از وظيفه طرف است .


پس عادت كرده ايم .



 

هوا آلوده است . نفس نمي توانيم بكشيم . عين خيالمان هم نيست . چهار سال پيش وقتي اولين نشانه هاي آلودگي هوا در خيابانهاي تهران اعلام شد ، همه ترسيدند . از هر ده نفر ، هفت هشت نفر ماسك زدند . اما حالا چه ؟ ديگه در اين روزهاي خاكستري و سنگين كسي را با ماسك نمي بيني . آخه عادت كرديم . حالا ديگه همه با آلودگي كنار آمده ايم . دست روي دست گذاشتيم و منتظريم .حتي نگران بچه هايي كه در اين هواي دود آلود قد مي كشند ، نيستيم . 20 سال ديگه اين بچه ها نسل جوان بيمار ما خواهند بود .


آنهايي كه هميشه شعار مي دهند كه نسل جوان حاضر دچار بيماري روحي و اخلاقي هستند ، منتظر بمانند تا 20 سال ديگر بيماريهاي تنفسي و قلبي هم به فهرست آنها اضافه شود .


نترسيد ، تا آن موقع عادت مي كنيم .



>سارا <







/ نوشته شده توسط سارا و آرش در چهارشنبه هفتم دی 1384 و ساعت 13:39 |
اعتصاب در تهران

در پی شکست مذاکرات با کارفرما، بیش از یک هزار و 200 راننده شرکت واحد به اعتصاب وتحصن خود ادامه می‌دهند.

 

بنا به گزارش خبرگزاری مهر، مذاکرات میان مصطفی نوریان ، رئیس شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با نمایندگان کارگران اعتصابی و متحصن، که از ساعت هشت صبح بامداد یکشنبه، دو ساعت بعد از شروع  اعتصاب، آغاز شده بود، ساعت شش بعد ازظهر بدون نتیجه به پایان رسید. مصطفی قهرمانی ، مدیر روابط عمومی شرکت واحد نیز ضمن اظهار بی اطلاعی از محتوای مذاکرات انجام شده گفت: هم اکنون تلاش برای پایان دادن به تحصن یک هزار و 200 نفرازکارکنان این شرکت در منطقه 6 همچنان ادامه دارد. مقامات شرکت واحد از هر توضیحی در باره اعتصاب امتناع کردند و اطلاعرسانی درباره اعتصابی که شهر تهران را فلج کرده است، تحریم کرده‌اند. برگزاری مهر ساعت 7 بعد ازظهر روز یکشنبه گزارش داد تحصن کارکنان شرکت واحد در اعتراض به مشکلات  معیشتی و  حقوقی، علیرغم شدت گرفتن ریزش باران، همچنان ادامه دارد. تحصن 60 درصد از رانندگان منطقه 6 شرکت واحد باعث سردرگمی شهروندان و ترافیک سنگین در خیابان‌های حوالی جنت آباد شده است.

 

.: آرش :.

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در دوشنبه پنجم دی 1384 و ساعت 21:43 |
كريسمس مبارك !

 

 

هر ساله پيروانش قلمرو دل را به پاس حضور هميشگي اش با نور اميد چراغاني مي كنند. انگار هرچه آرزوست قرار است در روز تولدش برآورده شود. حتي كودكان بي تن پوش خيابان هم با بارش برف و رسيدن كريسمس قلبشان غرق اميد مي شود و در كوچه هاي تنگ  خياباني كه اثري از لوله گرم بخاري نيست با يك دنيا آرزو چشم انتظار بابانوئل مي مانند و شايد به اين علت سردترين فصل خدا براي تولدش انتخاب شد كه نمايانگر عظمت گرماي وجود او باشد، عظمتي ، هستي بخش و اميدآفرين، اميدي براي قلب هاي يخ زده و دستان كوچك بی پناه

 

آداب و رسوم در شب كريسمس

در شب كريسمس گذاشتن شمع پشت پنجره هنوز رسم است.  در قديم, اين شمع را برای حمايت از مريم مادر و جوزف روشن كرده بودند كه بتوانند در تاريكی شب پناهگاهی برای خودشان پيدا كنند.

 بعد از اينكه شام شب كريسمس نوش جان می شود, ميز شام بايد دوباره چيده شود. اين شام جديد شامل نان كشمشی و يك پارچ شير است. در منزل را هم بايد باز گذاشت كه مريم مادر و جوزف به داخل بيايند و شام را مهمان شما باشند. همچنين گفته می شود كه اين قرص نان, تمام سال به آن خانواده بركت خواهد داد. خيلی ها هم يك كاسه آب پشت در خواهند گذاشت كه حضرت مسيح آن آب را مقدس كند و به مريض ها شفا بدهد.

 

درخت كريسمس

در روز جشن كريسمس، مسيحيان درخت كاجي به خانه مي آورند كه نشانه سبزي و طراوت و استواري در همه فصول است. مسيحيان اين درخت را با چراغ هايي كه نشانه روشنايي و نور است تزيين مي كنند .

 

تزئينات درخت كريسمس

 

مرسوم است كه مسيحيان بر روي درخت كريسمس عصاهايي را مي گذارند معمولاً اين عصاها را با دو نوار رنگي قرمز و سفيد به هم مي پيچند و در وسط آنها علامت سبزي را به صورت پاپيون تزيين مي كنند كه اكثر مسيحيان آن را به عنوان عصاي بابانوئل مي شناسند اما در واقع از سروته نگهداشتن اين عصا علامت J تشكيل مي شود كه در واقع از نام مسيح «Jesus» نشان دارد.
نوار سفيد نشان برپاكي مريم دارد و نوار قرمز نيز نشانه اي از ريختن خون مسيح بر صليب است و سبز هم كه به صورت پاپيون است، نمادي از اعتقاد مسيحيان بر اين باور است كه خداوند مسيح را به عنوان هديه اي براي نجات بشريت به زمين عطا فرموده است. قسمت بالاي درخت كريسمس با ستاره اي تزيين مي شود كه نمادي از ستاره اي است كه سه كشيش در هنگام تولد مسيح ، در آسمان ديدند.
همچنين روي درخت كريسمس را با فرشتگاني تزيين مي كنند كه نشانه فرشتگاني است كه بر چوپانان ظاهر شدند و مژده تولد مسيح را دادند.
ناقوس: از گذشته وسيله اي براي با خبر كردن مردم بوده است و صداي ناقوس نشان وقوع رويدادهاي خوشحال كننده است. از قرن ششم ميلادي هر ساله شب تولد حضرت مسيح ناقوس هاي كليسا به صدا درمي آيد و به عنوان نماد شادي، ناقوس هاي كوچكي را به درخت كاج كريسمس مي آويزند.
گلوله هاي رنگي: گلوله به خاطر شكل كروي اش و اين كه آغاز و پاياني ندارد نشانه و نماد ابديت است و علامتي براي خوش يمني و طول عمر است.
بسته هاي كوچك هديه: بسته هاي كوچك هديه از تزئينات هميشگي درخت كريسمس بوده است كه نشانه بركت و بخشش خداوند است. هديه دادن و هديه گرفتن در اين روز هم به يادبود هديه اي دادن و هديه اي است كه خداوند با تولد حضرت مسيح(ع) به مردم اعطاء كرده است.
اسباب بازي ها و چيزهاي رنگي ديگري هم كه به درخت كريسمس آويزان مي شود براي تزيين و نشانه شادي براي تولد مسيح است.

 

 

 

بابانوئل يا سنت نيكلاس
مجسمه ها، چراغ ها و اسباب بازي هايي كه به صورت بابانوئل در زير يا روي درخت كريسمس گذاشته مي شود در واقع سمبلي است از كشيشي به نام سنت نيكلاس كه به صورت ناشناس شبهاي سرد بيرون مي رفت و خود را با شنلي بزرگ مي پوشاند و در زير شنل غذاهاي لذيذ و هديه هاي فراوان پنهان مي كرد و به قصد كمك و خوشحال كردن بچه هاي مستمند و مريض به آنها هديه مي كرد.
نيكلاس، قديسي بود در قرن
۴ و ۵ ميلادي كه حامي فقرا، بيماران و انسان هاي دلشكسته بود.

در كشورهاي كاتوليك مذهب نيز سنتر كلاز را به عنوان كسي مي شناسند كه هر سال براي بچه ها جوراب هاي بلندي را كه كنار لوله بخاري مي گذراند، پر از هديه و خواركي هاي لذيذ مي كند. هم اكنون هم در نظر بچه هاي مسيحي سنت نيكلاس شخصيتي فانتزي است. با ريشي سفيد و بلند و شنل و كلاهي قرمز سوار بر سورتمه كه توسط گوزن هاي زيبا بر روي برف كشيده مي شود از نظر آنان او از طرف خدا مأموريت يافته تا خواسته هاي بچه ها را برآورده كند و براي بچه هايي كه تمام مدت سال بچه هاي خوبي بوده اند و تكاليف مدرسه خود را خوب انجام داده اند، هديه هايي بياورد. شب قبل از كريسمس بچه ها آرزوها و خواسته هايشان را بر روي كاغذ مي نويسند و به كشيشها و بزرگان ديني خود مي دهند تا آنها با دادن اين درخواست نامه ها به بابانوئل از او بخواهند كه آرزوي بچه ها را بر آورده كند و بچه ها هم به اميد برآورده شدن درخواستشان و گرفتن  هديه كريسمس ، آن شب را با خيال خوش و خوابهاي رنگين به صبح مي رسانند .
به همين دليل بچه هاي مسيحي در شب كريسمس، چشم به لوله هاي بخاري مي دوزند و بي صبرانه منتظرند تا بابانوئل از لوله بخاري به خانه آنها بيايد و هديه هاي ايشان را در زير درخت كريسمس يا در زير بالش آنها و يا درون جوراب هاي بلندي كه به كنار لوله بخاري آويزان كرده اند بگذارد كه هدف اصلي از اين سنت كمك به بچه هاي مستمند و بي حامي است.
در تهران و ساير نقاط ايران هم توسط انجمن هاي خيريه مسيحي در شب كريسمس، شخصي را به صورت بابانوئل درست مي كنند و تا نيمه هاي شب، توسط وي در سطح شهر به آدرس هاي از پيش تعيين شده هدايايي مي فرستند. در بيشتر كليساها نيز، شب كريسمس بچه ها در كليسا جمع مي شوند و بابانوئل به همه آنها هديه هاي كوچكي را همراه با بهترين آرزوها براي موفقيت و خوشبختي عطا مي كند.

 

كريسمس بر همه شما دوستان مسيحي و مسلمان و ... مبارك !

سال خوبي را برايتان آرزو مي كنم .

> سارا    <

 

 

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در یکشنبه چهارم دی 1384 و ساعت 22:36 |
شب یلدا

تاريخچه شب يلدا :

 

شب يلدا شب زايش مهر است كه به يادگار اين سنت و باور آن را جشن مي گيرند. ريشه اين باور و اعتقاد برمي گردد به گاهشماري و انديشه هايي كه ايرانيان پيرو مهر يا ميترائيسم از آن داشتند. زمان اجراي مراسم شب يلدا، يا آنچنان كه اصطلاحاً در بين توده مردم به شب چله معروف است، از چندين هزار سال قبل در ايران برگزار مي شود. نخستين شب زمستان فردايش اولين روز زمستان زايش خورشيد يا جشن تولد مهر، خورشيد شكست ناپذير است، زيرا روشني روز و تابش خورشيد و اعتدال هوا در نظر ايرانيان مظاهر نيك و خوشايند و اميدواركننده است، تاريكي، شب و سرما را نيز از اعمال اهريمني مي پنداشتند، با ژرف نگري مشاهده مي كردند كه در بعضي ايام و فصول روزها بسيار بلند مي شود و شب ها كوتاه است. كم كم اين باور برايشان پيدا شد كه نور و روشنايي و ظلمت و تاريكي مرتب در نبرد و كشمكش هستند، در طول سال دريافتند كه كوتاه ترين روزها، آخرين روز پاييز، يعني روز سي ام آذر و بلندترين شب ها شب اول زمستان يعني نخستين شب دي ماه است. پس از بلندترين شب سال، از آغاز دي ماه روزها به تدريج بلندتر و شب ها كوتاه تر مي شود، خورشيد هر روز بيشتر در آسمان مي پايد و نور و گرماي خود را به جهانيان عرضه مي دارد، به همين جهت آن شب را يلدا ناميدند، يعني تولد، زايش خورشيد شكست ناپذير.اقوام قديم آريايي، اعم از هند و ايراني و هند و اروپايي، جشن تولد آفتاب را در آغاز زمستان مي گرفتند، به ويژه ژرمني ها عيد تولد آفتاب را در آغاز زمستان گرفته و آن را به خداي آفتاب نسبت مي دادند، اين با بلندتر شدن روزها هماهنگ است.ابوريحان بيروني در آثار الباقيه ص ۲۵۵ آورده: روز اول ماه دي، خور نيز ناميده مي شود. در قانون مسعودي نسخه موزه بريتاني لندن خره روز ثبت شده، در گاهشماري ص ۵۸ «خرم روز» نامگذاري شده است.

 

تاثير جشن يلدا بر ساير فرهنگها :

 

آيين مهر از سوي ايرانيان در جهان غرب گسترش يافت، در روم و بسياري از كشورهاي اروپايي، به همين جهت روز ۲۱ دسامبر را كه برابر با اول دي ماه بود، به عنوان روز تولد مهر يا ميتراي شكست ناپذير جشن مي گرفتند، اما در سده چهارم ميلادي بر اثر اشتباهاتي كه در كبيسه روي داد، تولد مهر نجات بخش، يا مسيحاي منجي در ۲۵ دسامبر واقع شد و از آن زمان اين امر تثبيت شد.لازم به يادآوري است تا آن زمان تولد عيسي مسيح در ششم ژانويه جشن گرفته مي شد، در آن دوران دين اغلب روميان و كشورهاي اروپايي آيين مهر و ميترا بود. هنگامي كه كم كم مسيحيت در روم جا باز كرد متوليان كليسا چون نتوانستند با برانداختن جشن تولد مهر در ۲۵ دسامبر غلبه كنند، همان روز را زايش حضرت مسيح اعلام كردند.

 

باور داشتن به رستاخيز و پل صراط و استفاده از ناقوس در کليساها و نشانه صليب و غسل تعميد و آرايش درخت کاج در کريسمس که همان سرو آريايي هست و کلاه اسقف ها به نام ميترايي و همزمان ساختن جشن کريسمس با جشن يلدا در ديانت مسيح راه پيدا کرد.

 

 

برخي رسوم شب يلدا :

 

چــــــون پس از شب يلدا روزها کم کم بلند و شب ها کوتاه مي شوند ، آن را چيرگي روشنايي بر تاريکي و تباهي و پيروزي اهورامزدا بر اهريمن به شمار مي آوردند. چنين است که هنوز ايرانيها آن را به جشن و شادماني برگذار ميکنند. بدين ترتيب که خانواده ها و بستگان و دوستان به دور کرسي يا کنار بخاري گرد هم مي آيند و رسم بر اين است که براي شام خورش فسنجان مي پزند و با شيريني و ميوه هاي گوناگون به ويژه آجيلي به نام مشکل گشا و ميوه هايي چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو و نيز هندوانه و خربزه از يکديگر پذيرايي ميکنند.

در مــــــازندران و گيلان اگر اين هنگام برف باريده باشد مقداري برف را با شيره يي به نام کف که از پختن نيشکر براي ساختن شکر سرخ در روستاها فراهم ميسازند، ميخورند و باورشان اين است که با خوردن هندوانه و آميخته برف و شيره نيشکر، انسان در زمستان دچار سرماخوردگي نخواهد شد. در اين شب بزرگترها همراه با گفتگوها براي کوچکترها داستان هاي شيريني ميگويند از سده هاي پيش، گرفتن فال با ديوان حافظ نيز به اين رسم افزوده شده است.

 

 

 

سفره شب يلدا:


سفره شب يلدا، به نام سفره ميزد
MYAZD هم معروف است و ميزد عبارت است از ميوه هاي تازه مانند هندوانه، انار و انگور، سيب و گلابي و خربزه و به، ميوه هاي خشك مانند برگه زردآلو، برگه هلو، انجير خشك، سنجد، كشمش و آجيل شامل مغز گردو و بادام، پسته، فندق كه در بين زرتشتيان به لرك LORK معروف است. به افتخار و ويژگي مهر يا خورشيد همه حاضران از آن بهره مند شده و در خانه اي اگر فرد ناتواني وجود داشته باشد كه نتواند در آ ن جمع حاضر شود قسمتي از ميوه ها و آجيل را به عنوان تبرك برايش هديه مي برند تا در اين كار خير هم بهره گردد.در اين شب معمولاً رسم بر اين بود كه جهت حفظ كيان خانواده و اجتماع و بزرگداشت سالمندان اين گونه مراسم در منزل يكي از بزرگان فاميل مثل پدربزرگ، مادربزرگ و ... برگزار مي شد و به شادي و براي عبرت آموزي با نقل قصه و اسطوره هاي دل انگيز و شادي آور و اميدوار كننده و شاهنامه خواني و گرفتن فال و صرف ميوه ها و شيريني و آجيل گرد آمده تا صبح به جشن و شادي مي پرداختند.

 

درخت يلدا :

 

يكي از محققان دانشگاه بالتيمور در معرفي شب يلدا مي نويسد: يلدا يك جشن است. با اينكه سال نو پارسي در مارس آغاز مي شود، اما در اين روز براي گراميداشت طولاني ترين شب سال افراد دورهم جمع مي شوند. اين سنت از زمان زرتشت پيامبر بر جاي مانده است. هر چند كه در طول قرن ها بسياري از جشن هاي زرتشتيان تغيير كرده و در حال حاضر ۳۰۰ هزار زرتشتي كه در هند و ايران زندگي مي كنند برخي از جشن هاي زرتشتيان را برگزار مي كنند.يلدا در پاكستان و هند و در واشنگتن و شمال آمريكا از طرف زرتشتيان جشن گرفته مي شود. در جشن شب يلدا كه سال گذشته در واشنگتن برگزار شد بسياري از زرتشتيان پارسي، هندي و پاكستاني تا طلوع خورشيد با گوش دادن به موزيك هاي ايراني به پايكوبي پرداختند.سال گذشته يكي از محققان زرتشتي در شب يلدا خطاب به مدعوين گفت: چقدر از مردم حاضر در اينجا درخت كريسمس را آماده كرده اند؟ تعدادي دست بالا رفت. سپس پرسيد چند تن درخت يلدا را تزيين كرده اند، مدعوين متعجب شدند برخي خنديدند. اين محقق با تندي گفت اين چيزي است كه شما بايد داشته باشيد: «درخت يلدا». زيرا درخت كريسمس از درخت يلدا گرفته شده است. وي سپس ادامه داد كه در دوران پارس باستان در شب يلدا درخت سبزي را تزيين مي كردند كه نشانه سبزي هميشگي باشد. يعني روز تولد خورشيد.

 

 

يلداتون مبارك !

 

منابع :‌

 

روزنامه شرق . مورخ اول دي 1382

وبلاگ ليلي خانومي

 

 

 

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 20:56 |