تبليغاتX
2 نوشت
چند جمله زیبا

from site: http://www.zealland.com/Treasure_Chest_Feb13-20,00.htm

 I have not time to hate, only time to love.

 I need not wait for I have the power to choose my own destiny.

 Green grass grows where dry desert ends

 I will endure sadness for it opens my soul. 

 Look upon misfortune as opportunity in disguise. 

 Master your emotions so that each day will be productive. 

 Never will I allow my heart to become small and bitter, rather I will share
it and it will grow and warm the earth. 

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در جمعه بیست و ششم اسفند 1384 و ساعت 22:22 |
جشن سوری ( چهارشنبه سوری )

زمستان تلخ و ملال انگيز گذشت. زمستان که مظهر مرگ و نيستي است. طبيعت که به خواب رفته است و تازيانه هاي ظالمانه سرما بر پيکر درختان رخت برکنده. هر زمستاني روزي به سر خواهد رسيد. همه جا از گرماي آتش لبريز خواهد شد. خورشيد بهاري بار ديگر سر بر خواهد آورد. طبيعت جاني تازه مي گيرد. زندگي معناي مداوم سرود و شادي مي شود. اين پيام جشن سوري ( چهارشنبه سوري ) و بدنبال آن نوروز است.

 

تلخي سرما براي هميشه نيست. اگر سرماي دوري و هجران است، اگر سرماي فقر است، اگر سرماي ظلم است و اگر سرماي ناشي از تاريکي جهل، سرانجام روزي به پايان خواهد رسيد. پس آنجا که عمرش رو به انتها است، آنجا که تاريکي در حال مغلوب شدن است، بايد به جشن نور و آتش نشست. در پنجه آخر سال که فرورها ( ارواح مردگان ) به زمين مي آيند، بايد بر کوچه و بام آتش روشن کرد و غذاهاي دلپذير پخت. اينگونه فرورها از ديدن شادي مردمان، شاد مي شوند و تاريکي و پليدي براي هميشه با سرزمين مردمان نجيب ( آيران ) خداحافظي مي کند.

 

بايد به پايکوبي و رقص پرداخت و به پيشواز روز نو رفت. بايد آجيل شيرين ( لرک ) تهيه  ديد و از آن هفت نماد شيريني و شادي : پسته و بادام و سنجد و کشمش و گردو و برگ هلو و انجير و خرما، که در مراسم آفرينگان ها و گاهنبارها، جَشِن خواني و جشن نوزادي هم توزيع مي شود، تدارک ديد.

 

بايد قاشق زد و به درب خانه ها رفت و طلب آجيل و شيريني کرد. هر آنچه توده شده است را به خانواده بيماران  و مستمندان رساند که از آن آجيل مشکل گشا تناول کنند و زمستانِ دردها و رنجهايشان به پايان رسد. بوي غذاي خوش و دلپذير بايد از هر خانه به مشام رسد، تا فرورهاي آن منزل از شادي و دلخوشي ساکنان منزل آرامش يابند. اگر چراغ خانه اي خاموش است، بايد در اين شب به ياري همسايگان روشن شود و روشن بماند. اين شب، شب تجلي نور و روشنايي است. شب خداوند نور و آتش، ميترا است.

 

دوستان و آشنايان بايد گرد هم جشن شوند. دختر جواني کوزه اي مي چرخاند و هر کس نشانه اي از خود در آن مي اندازد. ديوان حافظ در دستان چروکيده بزرگ مجلس است. دختر جوان کوزه را به دست بزرگ مجلس مي سپارد و او اوليه نشانه را بيرون مي آورد. ديوان حافظ را مي گشايد و شعري مي خواند. شعر ، حکايت حال صاحب نشانه است. همه شادند و همه آغاز سال جديد را با اين شعر به فال نيک مي گيرند.

 

جوانان بايد کجاوه بر سر شال کنند و از پشت بام خانه ها در خفا آويزان کنند و بگويند: " بکش که حق مرادت را بدهد". کسي که در خانه است کجاوه را از شيريني و آجيل و ميوه خشک پر مي کند. دختران بخت بسته مراسم قفل گشايي برگزار مي کنند تا بختشان باز شود. قرار است اين آتش نويد دهنده نور و اميد و شادي براي مردمان جهان باشد.

 

بايد فستيوالهاي آتش برگزار شود و مردمان در کوچه و خيابان به شادي و پايکوبي بپردازند. جشن سوري که پس از حمله عرب به ايران به خاطر نحوست چهارشنبه در نظر تازيان به چهارشنبه سوري شهرت يافت، جشني است باستاني که از هزارها سال قبل در پنجه آخر سال برگزار مي شده است. پس آتش روشن کنيد و به پيشگاه اورمزد ( اهورامزدا ) دعا کنيد که مردم ايران زمين را از کينه و بد دلي دور کند و عشق و شادي را در دلهايشان بنشاند.

 

کلمات کليدي: چهارشنبه سوري ، جشن سوري ، نوروز ، قاشق زني ، قفل گشايي ، شال اندازي ، کوزه اندازي ، فال کوزه ، آجيل شيرين ، آجيل لرک

 

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 14:25 |