![]() |
|||
|
درباره وبلاگ این وبلاگی است دو نفره حاوی نظریات ما درباره فرهنگ ، اجتماع و سیاست. روز هفتم آبان روز تولد این وبلاگ است. منوي اصلي
آرشيو مطالب
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم اسفند 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته چهارم دی 1384 هفته دوم دی 1384 هفته اوّل دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 هفته سوم آبان 1384 هفته دوم آبان 1384 هفته اوّل آبان 1384 نویسندگان
آرشیو موضوعی
پیوندهای روزانه
وبلاگ آرش سيگارچي
يدالله رويايي ,وبلاگ آقاي احمدي نژاد مجموعه اشعار اميلي ديکنسون براي زيگموند و ... هفتان منيرو رواني پور نيک آهنگ کوثر سایت دکتر سروش روزنامه اینترنتی ایران ما آرشیو پیوندهای روزانه پيوندها
آمار وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM |
آیین یلدا
ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. تاریخچه یلدا يلدا يك لغت سريانى است كه سال ها پيش از طريق مسيحيان به زبان پارسى وارد شده و به معناى تولد و ميلاد است . براساس برخى نظرات يلدا زمان تولد مسيح در سال هاى دور بوده است ، كه همزمان زرتشتيان نيز آن را به مناسبت شروع چرخه زمستانه با عنوان شب چله جشن مى گرفتند. اين جشن ۴۰ روز قبل از جشن سده برگزار مى شود و زرتشتيان از سراسر دنيا با برگزارى مراسم مختلف ، اين جشن چند هزار ساله را برپا مى دارند . زمان اجراي مراسم شب يلدا، يا آنچنان كه اصطلاحاً در بين توده مردم به شب چله معروف است، از چندين هزار سال قبل در ايران برگزار مي شود. نخستين شب زمستان فردايش اولين روز زمستان زايش خورشيد يا جشن تولد مهر است . از آغاز دي ماه روزها به تدريج بلندتر و شب ها كوتاه تر مي شود، خورشيد هر روز بيشتر در آسمان مي پايد به همين جهت آن شب را يلدا ناميدند، يعني تولد و زايش خورشيد . آيين های جشن شب يلدا سال ها پيش دور سفره شب يلدا مادربزرگى مى نشست كه تمام روياى كودكى ما را در خانه اش جاى مى داد. دستان مهربانش و لبخندى كه بچگى تو را پر مى كرد. همان لبخندى كه اجازه تمام شيطنت هاى كودكانه و ناخنك زدن به خوراكى هاى يلدا را مى داد. بازگويی خاطرات و قصه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه این ها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آيند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپيده برسانند . شب يلدا را نمى توانستيم بدون پدربزرگ و مادربزرگ هايمان تصور كنيم. اما سال هاست كه مادربزرگ ، غايب بزرگ شب هاى يلدا شده است . يك سنت ديرين که همچنان در میان اکثر خانواده ها باقى مانده است ، گرفتن فال حافظ در شب يلدا ست . تمام اعضای خانواده دور هم جمع می شوند ، در ميان خوردن ميوه و تنقلات رنگارنگ ديوان حافظ به ميان مى آيد.بزرگتر جمع يا آنكه اشعار حافظ را بهتر مى خواند، مى گويد: نيت كنيد و تو نيت مى كنى و چشم هايت را مى بندى و حافظ را قسم مى دهى و حافظ يكى از آن غزليات نابش را هديه مى كند. در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. سفره شب یلدا اين سفره كه بيشباهت به سفرههفتسين نوروز نيست، در اتاقي گسترده ميشود،يكي دو لاله و چند شمع زيبا و نگين در آن گذاشته و روشن ميكنند. در حاشيه آن، در ظرفي زيبامقداري اسپند ميگذارند و روي آن را آتشميريزند تا بوي آن در اتاق بپيچد. از ميوهها انارو مركبات، به ويژه هندوانه بايد در سفره باشد. ازانواع تنقلات نخودچي، كشمش، حلوا ارده،آجيل مشكلگشا، رنگينك و ارده شيره، خرما نيز در سفره گذاشته ميشود از ميوه هاي تازه مانند هندوانه، انار و انگور، سيب و گلابي و خربزه و به، ميوه هاي خشك مانند برگه زردآلو، برگه هلو، انجير خشك، سنجد، كشمش و آجيل شامل مغز گردو و بادام، پسته، فندق كه در بين زرتشتيان به لرك LORK معروف است. برخی از مردم خوردن هندوانه در شب يلدا را واجب مى دانند و معتقدند كسى كه در اين شب اين ميوه را بخورد به خاطر طبع سرد هندوانه باعث مى شود بدنش در مقابل سرماى زمستان مقاوم شود. اين ميوها هريك بار معنايي نمادين با خود دارد، هندوانه كه قاچهاي مدور ميخورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است. غذای شب یلدا هر خانواده ايرانى در هر جايى به سبك آداب و رسوم نياكان خود براى يلدا شام تهيه مى كند. شام يلدا معمولاً يكى از خوش خوراك ترين غذا هاى اقوام مختلف است. غذای اصلی این شب ، خورشت فسنجان است . اما در برخی استانها غذاهای دیگری هم رایج است . در شمال ايران گيلانى ها يا سبزى پلو درست مى كنند يا ترشى تره و در كنار آن سرسفره غذا ماهى سفيد و يا ماهى دودى مى گذارند. اما در شيراز غذاى ويژه سفره يلدا هويج پلو است. شيرازى ها معمولاً براى شب يلدا سفره پهن مى كنند. كنار غذا انواع تنقلات مربوط به يلدا را بر سرسفره مى گذارند. پیوند یلدا با میترائیسم
در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از آئین مهر زرتشتیان است. نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می شود. چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند. یلدا، شب نخست چله بزرگ است . درخت یلدا در قرن هيجدم "نوتران" آلمانى با اقتباس از درخت يلداى پارسيان درخت كريسمس را به جمع تزيينات شب تولد مسيح آورد. در دوران پارس باستان در شب يلدا درخت سبزى را تزيين مى كردند كه نشانه سبزى هميشگى باشد. يعنى روز تولد خورشيد. دختران جوان آرزو مى كردند و لباس هاى بافته شده از نقره را به دور درخت مى بستند تا به خواسته خود برسند اما اين رسم آرام آرام تغيير كرد زيرا مسيحيان و پاپ لئو در قرن چهارم براى از بين بردن اين سنت تلاش كردند و سرانجام پيروز شدند. یکی از محققان زرتشتى مى نويسد: با پيروزى اسلام در سرزمين پارس و شرايط حاكم بر ايران در سال هاى نخست، بسيارى از جشن هاى پارسى به فراموشى سپرده شد. زرتشتيان مدت ها در خفا مراسم خود را برگزار مى كردند تا حدى كه بسيارى از سنت ها به دليل مخفى شدن اين جشن منسوخ شد و در بسيارى از نقاط مانند پاكستان و هند اين رسم بسيار كم رنگ شده اما در ايران هنوز پابرجاست. در حال حاضر شب چله به يك جشن اجتماعى بدل شده كه اقوام و دوستان در كنار هم جمع مى شوند و ميوه هاى خشك و تازه زمستان در اين مراسم خورده مى شود. مردم دعا مى كنند تا سرما محصولات آنها را از بين نبرد.به قولى شب يلدا زمان تولد مهر يا ميترا است. يهوديان ايرانى ساكن كشورهاى مختلف نيز شب چله را در همين زمان با نام فستيوال درخت جشن مى گيرند و در اين شب ميوه هاى تازه زمستانه به همراه غذاى سنتى خورده مى شود. يلدا در روسیه
پس بیایید آیین پدرانمان را پاس بداریم و آنها را زنده نگه داریم . شاد باشید و یلداتون مبارک ! برگرفته از : روزنامه شرق گاهشماری و جشنهای ایران باستان نوشته هاشم رضی :. سارا .: /
نوشته شده توسط سارا و آرش در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 21:34 |
.: شب یلدا و جشن ما :.
دلم گرفته و جانم در تلاطم است. کمي خسته ام، از آن دست خستگي هايي که مدام مي آيند و مي روند و انگار گذار روزها را ياد آدم مي آورند. اما اينبار کمي فرق دارد. فرقش اين است که همزمان، جوششي در درون احساس مي کنم. چند روزي است به يادِ يلدا روز، دوباره زنده شده ام. يلدا و نوروز در رگهاي من حسي تازه مي دوانند. جوششي و انگار انقلابي که گذشته و آينده را به هم پيوند مي دهد. خاطره روزهاي خوش گذشته به يکباره زنده مي شود و عشق دوباره نغمه مي سرايد. من انگار باز شام يلدا متولد مي شوم. انگار چيزي در درون من زنده مي شود تا تجلي معناي يلدا باشد: زايش. امسال باز ياد گذشته ها را زنده کردم. عشق دوباره در رگهايمان دويد. لحظه ها را با سارا با هم مرور کرديم. امسال براي ما سال جديدي است. سال در کنار هم جشن گرفتنِ يلدا. آن هم در کنار پدر ها و مادرهايمان. وقتي مرور مي کنم زمستان گذشته را تا انتهاي پاييز امسال؛ مي بينم چه چيزهايي جديدي در زندگيمان روييده. در سالروز يلدا ناخودآگاه به زايش فکر مي کنم: به زايش زندگيمان که مملو از معناهاي خوب است.به زايش عشق و گذشت و فداکاري پدرها و مادرهامان که لحظه لحظه مان را با عشق رنگ زدند. امسال ما در کنار کساني سفره يلدا مي اندازيم که آداب عشق ورزيدن را نه در حرف که در عمل به ما آموختند. عشق از اعماق جانشان در دستهاي پر محبتشان، نگاه لبريز از عشقشان و لبخندهاي سرشار از اميدشان جاري بود که ما راه را با عشق و محبت و اميد تا به اينجا طي کرده ايم. امسال ما به تقدس شب يلدا، که پايان تاريکي و آغاز روشنايي، انتهاي سرما و آغاز گرما و سرانجام پايان تمام معناهاي بد و آغاز تمام معناهاي سبز زندگي است، سفره اي قرمز رنگ، به رنگ آتش، به رنگ عشق، همرنگ دلهاي گرم از محبت؛ خواهيم گسترد، آنرا با انار و هندوانه و خرمالو، آجيل شب چله، ميوه هاي تر و خشک خواهيم آراست. زيباييهايمان را با خورشت فسنجان که غذاي مخصوص شب چله است، با فال حافظه که زينت معنوي اين شام زيبا است و سخن گفتن از تمام معناهاي خوب زندگي تکميل خواهيم کرد. فرصت و مجال خريد درخت يلدا نيست. شايد سال آينده. مهم اين است که درخت يلدا در قلبهايمان جايي داشته باشد. جايي که آنرا با گويهاي رنگارنگ قلبمان، هر کدام به نشانه يکي از کساني که در قلب ما جا دارند، تزئين مي کنيم و يلدا شب را جشن مي گيريم. شما براي شب يلدا چه مي کنيد؟ يلدا مبارک .: آرش :.
/
نوشته شده توسط سارا و آرش در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 14:44 |
|
||