تبليغاتX
2 نوشت
شب یلدای ما

امسال اولین شب یلدا در خانه خودمان بود . اولین باری که تمام تدارکات شب یلدا را خودم انجام دادم . سفره یلدا و شام یلدا . شب خوبی بود در کنار عزیزترین کسانم . در کنار پدر و مادرانمان و خواهر و برادرم .

یلدا را دوست دارم چون بهترین بهانه برای دور هم جمع شدن خانواده هاست . یک شب نشینی طولانی همراه با کسانی که دوستشان داری و از بودن با آنها لذت می بری. یلدا بهترین موقعیت برای صحبتها و گفتگوهای  دوستانه  و  از خاطرات و آرزوها حرف زدن است . در آن شب من ارزش با هم بودن را حس کردم  و  از صمیم قلب از خدا خواستم همیشه این محفل گرم و صمیمی خانواده مان را پایدار نگه دارد  و تمام مدت یک حسی در وجودم فریاد می زد  : " خدایا متشکرم " .

از همه مهمتر ، چیزی که محفل ما را با شکوه تر کرد ، گرفتن فال حافظ بود . حافظ به  تک تک ما یکی از غزلهای نابش را تقدیم کرد و شد فال امسال ما  تا یلدای بعدی .  فالی که برای من آمد ، این بود . نظرتون چیه ؟؟

المنته  لله  که  در  میکده  باز   است             وین  سوخته  را  بر  در  او  روی  نیاز    است

خمها همه درجوش و خروشند زمستی            و آن می که درآنجاست حقیقت نه مجازاست

از وی همه مستی و غرور است و تکبر            ور نا  همه  بیچارگی  و  عجز  و  نیاز     است

شرح  شکن  زلف  خم  اندر  خم جانان            کوته   نتوان  کرد  که  این  قصه  دراز    است

بار  دل  مجنون  و   خم  طره      لیلی            رخساره   محمود   و   کف   پای  ایاز   است ...

اگر تعبیر خاصی از این ابیات به نظرتون می رسه ، برام بفرستید . ( ممنون )

اینم عکس سفره یلدای ما !

 

 

.: سارا :.

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 20:52 |