![]() |
|||
|
درباره وبلاگ این وبلاگی است دو نفره حاوی نظریات ما درباره فرهنگ ، اجتماع و سیاست. روز هفتم آبان روز تولد این وبلاگ است. منوي اصلي
آرشيو مطالب
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته چهارم دی 1384 هفته دوم دی 1384 هفته اوّل دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 هفته سوم آبان 1384 هفته دوم آبان 1384 هفته اوّل آبان 1384 نویسندگان
آرشیو موضوعی
پیوندهای روزانه
پيوندها
آمار وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM |
جشن سده
جشن سده آتش جشن سده ، آتش مهر وطن است کاندرین ملک نخواهد که شب تار بود در چنین جشن طرب ، آری خورشید دگر گر بتابد ز دل خاک سزاوار بود خرم است این سده و شادروان باد که گفت شب جشن سده را حرمت بسیاربود پیدایش جشن سده میان آریاییهای هند و ایرانی ، داستانها و روایات بسیاری درباره آتش و چگونگی پیدایش آن موجود است . رایج ترین این افسانه ها روایت فردوسی است . در شاهنامه آمده است که ، بر سر راه هوشنگ شاه (پادشاه پیشدادی ) مار سیاهی ظاهر شد . هوشنگ سنگی به آن مار سیاه پرتاب کرد جرقه ای پدید آمد و در خار و خاشاک افتاد و آتش پدید آمد و مار سیاه گریخت . مردم آتش را روشن نگاه داشتند و هر ساله در همان هنگام جشن بزرگی به یادبود آن حادثه بر پا کردند که استمرار یافت . روشنی و آتش ، سمبل زیبایی و برکت و آسایش وجود خداوند است. مار سیاه کنایه است از بدی، تباهی، مرگ و هر چیز شیطانی. با روشن شدن آتش، مار می گریزد و نیکی بر بدی غلبه می کند. روشنی و آتش و آفتاب، تجلی اهورامزدا است. اهورامزدا به وسیله نور، متجلی می شود. نور مایه زندگی و خورشیدافزار زندگی است. ایرانیان از دورترین ایام ، چنین می اندیشیدند هنگامی که می خواستند ستایش خداوند را انجام داده نماز بگذارند، به سوی خورشید می ایستادند. هرگاه شب بود و یا در جایی سربسته ( آتشکده ) نماز می گذاردند و ستایش پروردگار می نمودند، رو به آتش فروزان، که با بوهای خوش، فضا را معطر می ساخت، می ایستادند. وجه تسمیه سده سده واژه ای فارسی است. در پهلوی باید به شکلی از این اشکال: سَت، سَتَگ ، سَذَک و یا سَذ بوده باشد. در فارسی میانه و فارسی باستان و اوستا واژه ست به معنی سد یعنی عدد سد می باشد. پس سده برگرفته است از عدد سد (صد). می گویند چون سد روز از زمستان بزرگ ( از اول آبان ) سپری می شد، مردم جشن سده بر پا می کردند. به تعبیری دیگر سد هنگام، یعنی پنجاه شب و پنجاه روز به نوروز مانده جشن را برپا می دارند. مراسم جشن سده امروزه زرتشتیان، این جشن و جشنهای دیگر را نخست در محلی عمومی برپا می کنند که همگان در آن شرکت نمایند و هدف آن دیدار و همبستگی و تعاون و یگانگی است. آنگاه هر خانواده، با توجه به توانایی و امکانات خود، در خانه نیز مراسم جشن را بر پا می دارد. هدف دیگر از دیدگاه دینی، گرد آمدن نیکان و پیروان آیین نیک مزدیسنی و نیرومند شدن بر علیه شر و بدی است. روز دهم بهمن ماه، زرتشتیان به هنگام نیمروز آش ویژه ای می پختند که انواع سبزیها و حبوب و گوشت در آن وجود داشت. همچنین روغن جوشی یا تهیه سیروگ که نان ویژه ای است که آنرا در روغن کنجد سرخ می کنند. به یاد در گذشتگان، اوستا خوانی جهت شادی آنان، تا عصر مرسوم بود. مقارن با غروب آفتاب، موبدان با لباس ویژه سفید، لاله به دست و زمزمه کنان، گرد پشته ای از خار و هیمه سه بار میگردند و آنگاه با آتشی که در لاله ها می سوزد و از آتش آتشکده افروخته شده در پشته ها می زنند و تا هنگامی که آتش خاموش شود به جشن و پایکوبی می پردازند. و همه مهمانان که بیش از چندهزار نفر می شوند با فریادهای شادی دور آتش می گردند و این ترانه را می خوانند: صد به سده ، سی به گله پنجاه به نوروز، ها بله خانواده هایی که به محل عمومی جشن نمی رفتند، در بام خانه آتش می افروختند. این مراسم را سده سوزی می گویند و معتقدند که از این شب به بعد، سرمای زمستان تدریجاً کاسته شده و هوا رو به گرمی می رود. در این روز، در بازارها کالای ویژه این جشن به فروش می رفت. و شهرها آذین بندی و چراغان می شد. در بازار، اسباب بازیهایی چون شمشیر و سپر چوبین و عروسک و تندیسه جانواران و ماسکهایی از حیوانات که بر صورت می نهند فروخته می شد که در جشنهای عمومی همچون سده ( کارناوالها ) استفاده می شد. و بوقهای ویژه سده که از سفال می ساختند و جهت استقبال از این جشن، با ساز و بوق، به کار می رفت. جشن سده مبارک ! منبع : گاه شماری و جشن های ایران باستان - هاشم رضی .: سارا :.
/
نوشته شده توسط سارا و آرش در سه شنبه دهم بهمن 1385 و ساعت 21:33 |
امر قدسی یا امر مدرن؟!
خیلی درباره تعارض سنت و مدرنیسم خوانده ایم و نگاشته ایم و گفته ایم و شنیده ایم. برای ما که میان جهان بینی سنتی شرقی – ایرانی – اسلامی زاده می شویم و با آیین هایمان خو می گیریم و همزمان مظاهر انبوه جهان غرب و دنیای مدرن را نشخوار می کنیم، این مفاهیم، این تعارضها و دگردیسی ها معنای آشنایی است. مفهومی که آنرا با گوشت و پوست احساس کرده ایم. گاهی این مفهوم برایمان تجسم واقعی یک کلیشه می شود. اما واژه کلیشه برای نوع نگاه رامین جهانبگلو به این مسئله مصداق ندارد. اندیشمند فیلسوفی که به راستی هر کتابش دریچه تازه ای است به جهان که از روزن گفتگو گشوده می شود. "موج چهارم" مجموعه ای است از سخنرانیهای رامین جهانبگلو در سراسر جهان و نیز گفتگوهایش با اندیشمندان دیگر پیرامون چهار موج روشنفکری در ایران، تحلیل و ارزیابی روشنفکران هر دوره و نهایتاً تعمقی در مسئله دیرین ما " سنت ومدرنیسم". اما کتاب اخیرش " در جستجوی امر قدسی " گفتگوی بی نهایت جذابی است یا یکی از بزرگترین روشنفکران تفکر سنتی- اسلامی در ایران و جهان: دکتر سید حسین نصر. مطالعه این کتاب برای من آنقدر جذاب بود که 200 صفحه اول را در یک روز تمام کردم. اگر درباره دکتر نصر نشنیده اید باید بگویم او از معدود روشنفکرانی است که فلسفه غرب را به تمامی از مراجع اصلی و به زبان اصلی ( انگلیسی – آلمانی – فرانسوی و ... ) خوانده است و سپس به سراغ فلسفه شرق آمده و از آیین هندو و بودا گرفته تا فلسفه اسلامی را از بزرگترین اندیشمندان آنها مطالعه کرده است. حتی پس از رسیدن به مرتبه استادی در آمریکا، شاگرئ روحانیون بزرگی مثل علامه طباطبایی بوده است. این برایم جذاب بود که او پس از مطالعه هر دو طرز تفکر، به خط فکری سنتی معتقد است. کتاب "درجستجوی امر قدسی" اندیشه های او را درباره مسئله تجددگرایی، هنر، و حتی محیط زیست مطرح میکند. نصر گمشده جهان غرب را نه با آن واژه های تهی دهان پر کن که اغلب می شنویم که با تحلیلهایی هوشمندانه به ما معرفی می کند: معنویت. تقدس گمشده در هنر، در زندگی روزمره، در کار، در زبان و حتی در آموزش. او پیش از انقلاب اسلامی 3 سال رئیس دانشگاه تهران و مدتی مدیر دفتر فرح پهلوی بوده است و به همین دلیل مخالفان زیادی داشته است. اما به راستی که او یک انسان صرفاً فیسوف و به دور از هر خط سیاسی بوده و هست. کسی که در MIT و هاروارد تحصیل کرده است برای ما از تقدس گمشده در دنیای مدرن می گوید. زیبایی معنوی که میان ساختمانهای سر به فلک کشیده و سازه های فولادی و زندگی پرشتاب امروز گمشده است. هنوز برای من سخت است چنین طرز تفکری را باور کنم. او هنر معماری سنتی اسلامی و ایرانی را مملو از تمام این ارزشهای معنوی می داند و از مکاتب ناتورالیسم و سورئالیسم بیزار است. شاید نتوانم این سخن را به راحتی باور کنم اما یک چیز هست و آن اینکه هیچ کجا به اندازه منزل پدربزرگ و مادربزرگم احساس نزدیکی به خدا نمی کنم. نمی توانم این حس را پنهان کنم که آنجا با همه کهنگی و سادگی، لا به لای شیشه های رنگی دربها و قالیهای سنتی ایرانی، حقیقتی هست که درون مرا- بیش از هرتصویر دیگری – پر از خدا می کند. حتی در سکوت نم کشیده کوچه های تنگ و باریک با دیوار خشت و گلی، حس عجیبی هست که میان مدرن ترین و گران ترین خیابانهای شهر دبی احساس نمی شود. انگار آنجا چیزی از حقیقت خاک در جان انسان می دود که به هستی وجود می بخشد و به معنویت نمود. با این همه من نقاشی و موسیقی و معماری مدرن را، آنجا که روایت هوشمندی هنرمندانه است، ستایش می کنم. این کتاب هر چه باشد جرقه های زیادی در ذهن پدید می آورد. جرقه هایی که هر کدام می تواند منشاء ورود به دنیایی از ناشناخته ها باشد، دنیای از نور و زیبایی که شاید هنوز به درستی تجربه اش نکرده ایم. و با مطالعه این کتاب می فهمیم که چقدر گفتگو زیبا است وقتی مبتنی بر دانش و خرد برآمده از تعمق و تامل باشد. دکتر سید حسین نصر سنتی فکر می کند اما آنقدر هوشمندانه مفاهیم را مطرح می کند که خوشحال می شوی از تعاطی تفکر سنتی و مدرن – که پیش از این از فلاسفه غرب آموخته بودی – در ذهن کنجکاوت. اینجا است که آدم دلش می خواهد متون و رساله های اندیشمندان و فلاسفه خودمان مانند ابن سینا، ملاصدرا و سهروردی را بیشتر بخواند و حتی به سراغ فلسفه هند برود و مماشات را از تاگور و گاندی بیاموزد. پ.ن. دوباره نوشتن، عجب لذتی دارد ! کلمات کلیدی: دکتر رامین جهانبگو – موج چهارم – در جستجوی امر قدسی – دکتر سید حسین نصر .: آرش :. /
نوشته شده توسط سارا و آرش در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 21:50 |
|
||