تبليغاتX
2 نوشت
300

حتماً غوغايي که فيلم 300 به پا کرده است را شنيده ايد. اگر نه به هر حال اينجا خواهيد خواهند. فعلاً روي اين لينک کليک کنيد تا بيشتر دستگيرتان شود.

 

داستان از اين قرار است که فيلمي بر اساس يکي از کميک استريپ هاي فرانک ميلر ساخته شده که ماجراي جنگ ايران و يونان را در زمان خشايارشا روايت مي کند. فيلم به شدت خوش ساخت است و تيزرهاي جذاب هر کسي را به ديدن فيلم تشويق مي کند. تا اينجا جنجال محلي از اعراب ندارد. مناقشه اصلي وقتي آغاز مي شود که بدانيم فيلم ايرانيها را به صورت حيوانات وحشي و کريه المنظر ( چيزي شبيه اُرگ ها در ارباب حلقه ها ) نشان مي دهد و يونانيها را مرداني خوش تيپ، با اخلاق که همگي براي وطن فدا مي شوند و همين فداکاري آنها مقدمه اي براي برقراري دموکراسي در جهان شده است!

 

مسئله اين است که روايتهاي تاريخي که آمريکايي ها به آن استناد مي کنند در بهترين حال برگرفته از آثار هرودوت مورخ يوناني است که مبالغه ها و کج انديشي هاي تاريخيش بر بيشتر مورخين بي طرف ثابت شده است. واقعيت جنگ ايران و يونان در زمان خشايارشا آنقدر زيبا است که اگر بيطرفانه روايت شود، بي شک داستاني از دلاوريها و ايثار مردمان دو ملت را نشان مي دهد. واقعيت تاريخي دنياي آن زمان، وجود خصومت و رقابتي ديرينه ميان ايران و يونان بوده است. چيزي شبيه هم آورد معاصر ابرقدرتهاي اين زماني يعني آمريکا و شوروي.

 

داستان جنگ از اين قرار بود که خشايارشا با 80 هزار نفر سپاه که مورخين يوناني آنرا تا 5 ميليون نفر هم روايت کرده اند ( آخر کدام عقل سالمي مي تواند قبول کند که 5 ميليون نفر نيروي سپاهي را بتوان از يک کشور به کشور ديگري حرکت داد ؟ ! ) به يونان حمله کرد. نبرد اصلي ميان ايران و يونان در تنگه ترموپيل ( اگر اشتباه نکنم ) رخ داد که 2 روز به طول انجاميد. آن زمان قدرت اصلي يونانيها در سربازان هوپ ليت بود که فالانژ هاي يوناني را تشکيل مي دادند. هر فالانژ يک گروهان از سربازان بود که مربع يا مستطيلي را تشکيل مي دادند به طوري که روي همه سربازان به سمت بيرون مستطيل بود و هر سرباز که از بين مي رفت، سرباز ديگري جاي او را مي گرفت و بدين ترتيب در هم شکستن فالانژ هاي يوناني کاري بود بسيار دشوار.

 

در تاريخ مي خوانيم که ايرانيها به کمک شاهزاده هاي ايراني همانند آريا بيژن به صف منظم يونانيها حمله بردند و با به وجود آوردن گروه جنگي جديد به نام جوجه تيغي توانستند مقاوت سربازان يوناني به رهبري لئونيداس را در هم بشکنند. صف جوجه تيغي 4 رديف از سربازان ايراني بودند که نيزه هاي بلند در دست مي گرفتند. رديف اول به صورت نشسته روي زمين حرکت مي کردند، رديف دوم اندکي بالاتر از رديف اول تا سرانجام رديف آخر کاملاً ايستاده بودند. وقتي يک صف جوجه تيغي به حرکت در مي آمد، مجموعه اي از سربازان هوپ ليت يوناني از بين مي رفتند. سپس صف بعدي حرکت مي کرد. با اين روش مقاومت سربازان يوناني شکسته شد و مجبور به عقب نشيني شدند.

 

سپس 300 نفر از سربازان اسپارتي تنگه را سد کردند. سربازان اسپارتي دلاورترين سربازان زمان خود بودند ، چون از زمان بچگي تعليمات جنگي سخت مي ديدند و زماني که به سن جواني رسيده بودند، انسانهايي جنجگو و خستگي ناپذير بودند. اين 300 نفر دلاورانه در برابر سپاه ايران جنگيدند، اما ايرانيان هم از خود جسارت و ايثار نشان دادند و عده اي از سربازان کوه پيماي ايران که در تاريخ حدود 500 نفر روايت شده است، از طريق کوه سربازان اسپارت را دور زدند و در پشت سر آنها فرود آمدند و همين مقدمه شکست کامل اسپارتيها شد که در استراتژي جنگي تا قرون معاصر، اين موفقيت ايرانيان ستايش شده بود.

 

يکي ديگر از اشتباهات تاريخي فيلم 300 نوع نمايش چهره ها در اين فيلم است. يونانيها ريش نداشتند و ضمناً قد کوتاه تر از ايرانيها بودند. ايرانيها همگي ريش داشتند و قد بلند بودند. در اين فيلم حتي چهره ها به اشتباه به تصوير کشيده شده است.

 

روايت صحيح و بي طرفانه از اين واقعه بزرگ تاريخي حاکي از اين نيست که اسپارتيها مرداني قوي، فداکار و دلاور نبودند. بايد تاريخ را همانگونه که هست روايت کرد. سياه و سپيد در تاريخ وجود ندارد. مرداني که در اين جنگ ها براي طرفين فداکاري کردند و جان دادند، همه شايسته ستايش هستند. و بايسته تر آن که تاريخ همان گونه که هست، روايت شود.

 

به هر حال بچه هاي ايراني باز از روش بمب گوگلي استفاده کرده اند، تا به اين فيلم اعتراض کنند. اينجا کليک کنيد تا وارد سايتي شويد که براي اين اعتراض ساخته شده است. هر چه بيشتر به اين آدرس لينک دهيد و رويش کليک کنيد در فهرست جستجوي گوگل بالاتر قرار مي گيرد. ولي کلاً زياد از اين روش اعتراض خوشم نيامد. شفاف سازي در اين سايت آنطور که بايد صورت نگرفته است. چه خوب بود اگر واقعيتهاي تاريخي همانطور که هست در اين سايت قرار داده شده بود.

 

منبع: سرزمين جاويد – ذبيح الله منصوري

 

این هم مطلبی از MSNBC

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 9:52 |