تبليغاتX
2 نوشت
مطلب قبلی

تصویر جوانانی که لباس سپید و قرمز بر تن ، مشغول توزیع تبلیغات انتخاباتی هستند ، هیجان آور بود . انگار آدم را به یاد خاطره ای گنگ و دور می انداخت و شور و هیجانی که قبل از انتخابات دوم خرداد 76 میان توده مردم موج می زد . اما خوب که فکر می کردی می دیدی نه اینها همان جوانان هستند و نه تو همان جوان لبریز از شور سیاست با تفکرات اصلاح طلبانه و گاه رادیکال که کمتر تصوری از شعور سیاسی داشت. به مرور شور مبدل به شعور شد و یاد گرفتیم که حرفهای قشنگ همه چیز نیست . یاد گرفتیم هر حرفی را که می شنوی باید تحلیل کنی و ابزارهای عملی – اجرایی آن را بسنجی . ببینی تا چه حد می توان متوقعانه دست به دامان یک نفر شد ؟ تامل در گفته هایی با بنای قشنگ و محتوای پوچ را سرانجام آموختیم .

 

امسال اما ، ماهیت بیشتر کاندیداها برایمان روشن است . آنان که تا دیروز ژنده پوش بودند و ناگهان امروز پیشاپیش لباس شاهی بر تن کردند . آنانکه شعارهای خوش آب و رنگ تازه مطرح کردند ، و آنانکه وعده و وعیدهای دهان پر کن به مردم دادند. این میان حدود 2 ماه پیش بود که اولین تحلیل معین را بر جامعه امروز ایران در روزنامه شرق خواندم و تحسینش کردم . تفکراتش از نظر فرهنگی به خاتمی پهلو می زد و از نظر علمی مرا به یاد تحلیلهای عمیق حجاریان می انداخت . اما خیلی زود به خاطر آوردم که سخن گفتن کافی نیست و باید ماهیت درونی سخنها را در پس زمینه پایساختهای جامعه به نقد نشست ، تا آینده برایمان روشنتر شود .

 

پیش از هر چیز باید بگویم منکر حرکتی که تحت نام اصطلاحات بود نیستم . آزادیهای اجتماعی و آب باریکه آزادی بیان را که امروز داریم مدیون این جنبش هستیم . ما وامدار تمام کسانی هستیم که منادی فریاد فروخورده ملت ما شدند . با این همه می خواهم به تحلیل گفته های معین و اصولاً این جنبشی که تحت عنوان " اصلاحات گامی به پیش ً پای به عرصه وجود گذارده بپردازم . در این مقال سعی خواهم کرد هر آنچه از برنامه ها و اندیشه های معین که در روزنامه و اینترنت قابل دسترسی بوده است ، گرد آورم .

 

کند و کاو ما در برنامه های دکتر معین به صورت یک مناظره و بحث و گفتگو خواهد بود. کمی با هم حرف زدیم که اینجا شما خواهید خواند .

 

 

آرش : خوب ! اول از گفتگو با محمدرضا خاتمی شروع کنیم . من می خوام از اینجا شروع کنم که صرف نظر از اینکه معین و سخنگویش و یا معاونش ( خاتمی و کولایی ) چه ادعاهایی را مطرح کرده اند ، چه ابزارهایی برای به ثمر رساندن ادعاهایشان دارند .

 

سارا : حرف زدن درباره این ادعاها درست در زمانیکه دیگر مردم با حرفهای قشنگ و امیدوارکننده هیجان زده نمی شوند ، و به آنها عادت کرده اند می تونه ما رو به جایی برسونه ؟ 8 سال پیش حرف زدن درباره آزادی جوانها ، حقوق بشر و خیلی ادعاهای مشابه برای مردم خیلی تازه بود . اما الان مردم به این گونه حرفها عادت کرده اند .

 

آرش : به همین دلیله که می گم باید حرفها رو تحلیل کنیم . ببینیم کدوم دسته از حرفها رو میشه بهش اعتماد کرد که شاید ضمانت اجرایی داشته باشه . اصولاً دلم می خواد از دل این حرفا استراتژی این جنبش جدید رو پیدا کنیم .

 

سارا : از کجا می فهمی کدوم دسته از حرفهای معین ضمانت اجرایی داره و کدوم دسته از اونها ضمانت اجرایی نداره ؟ از کجا مطمئنی که این مثل 4 سال گذشته یه جور درجا زدن نمیشه !

 

آرش : اصلاً مطمئن نیستم ! واسه همین می خوام ببینیم چی گفتن ؟ آیا میشه حرفهاشون رو باور کرد . بذار از حرفهای محمدرضا خاتمی شروع کنیم . مثلاً اون میگه ً فکر می کنم در یک فضای استدلالی ، منطقی و شفاف حتماً موفق می شویم که بسیاری از برنامه های خودمان را پیش ببریم .ً

معین هم مدام از تعامل حرف می زنه . در حالیکه به نظر من چنین تعاملی با کسانیکه هیچ نوع منطقی رو نمی فهمن ممکن نیست .

 

سارا : من هم نظرم همینه . وقتی مجلس یا شورای نگهبان چنین تعاملی رو نمی شناسه ، چطور میشه برنامه ها رو  توی این فضای استدلالی منطقی پیش برد ؟

 

آرش : به نظر من تنها استراتژی که این جنبش جدید در این مورد داره انتقال تنش به مردمه . یعنی هر زمان با مجلس یا شورای نگهبان مشکل پیدا می کنن به سرعت تنش رو به مردم منتقل کنن . اونا الان به پشتیبانی مردم نیاز دارن . و بعداً هم همینطور . اگر رئیس جمهور و کابینه تحصن کردن مردم هم باید به اونها بپیوندند .

سارا : مردم چنین پشتیبانی نخواهند کرد . در تحصن نمایندگان مجلس هم نشان دادند که اهل پشتیانی و حضور همه جانبه نیستند . حتی مردم از زندانیان سیاسی که از خودشون بودن و این همه وقته تو زندان هستن پشتیانی نمی کنن . توی جریان دانشجویان 18 تیر هم پشتیانی مردمی ادامه پیدا نکرد .

 

آرش : موافقم . به نظر می رسه مردم ما عادت کردن به یه نفر رای بدن و بعد برن بشینن کنار گود و مدام داد بزنن ً لنگش کن ً . در عین حال تشکل و نهادهای مدنی هم مشاهده نمیشه . یعنی مردم در این مورد متشکل نیستن . وقتی تشکیلاتی وجود نداره نمیشه به حرکتهای مردمی امید بست . محمدرضا خاتمی در جای دیگری از صحبتهایش می گوید : ً قبول دارم که بخشی از این برنامه ها با مقاومت روبرو می شود ، آن راهکارهای  خاص خودش را دارد ً . ولی نمی گوید کدام  راهکارها ، به نظر تو منظورش از راهکار چیست ؟

 

سارا : من فکر می کنم راهکاری به غیر از حمایت مردمی و تعامل بین دولت و  مجلس وجود ندارد . تا زمانیکه دولت و مجلس با هم اختلاف نظر داشته باشند و شورای نگهبان وجود داشته باشد ، هیچ کدام از این راهکارها به نتیجه نمی رسد .

 

آرش : پس بنابراین نتیجه می گیریم که یکی از محورهای اصلی برنامه های معین که ً دموکراتیک کردن ساختار قدرت ً است به نتیجه نخواهد رسید . یکی دیگه از محورهای اصلی برنامه های معین ً حمایت همه جانبه از آزادی تاسیس نهادهای مدنی و رفع موانع فعالیت آنها ً است . نظرت در مورد این برنامه چیه ؟

 

سارا : تشکیل نهادهای مدنی در بستری میسر است که دولت و نهادهای قدرت انتقاد پذیر باشند . در شرایط فعلی که فرهنگ انتقاد در جامعه وجود نداره به نظر نمی رسه نهادهای مدنی و یا مثلاً NGO ها بتونن تشکیل بشن و حتی در صورت تشکیل نمی تونن زیاد دوام بیارن .

 

آرش : می دونی ! مسئله اینه که ما الان به چنین تشکلها و نهادهای مدنی قبل از انتخابات نیاز داریم. الان این نهادها حضور ندارن و چون حضور ندارن حتی بعد از تشکیل دولت هم قدرت تشکیل و یا ادامه فعالیت پیدا نخواهند کرد . یعنی به محض اینکه فعالیتشون از خط قرمزها تجاوز کنه جلوی فعالیتشون گرفته میشه . دولت هم در این مورد کاری نمی تونه بکنه . خوب !  بریم سراغ اصلاح قوانین تبعیض آمیز درباره زنان .

 

سارا : این چیزیه که ریشه در جامعه ما داره . در جامعه ما این تبعیض تبدیل به یک تفکر عادی شده ! به طوریکه مردم اون رو پذیرفتن . مذهب ما هم به این طرز تفکر کمک میکنه . در چنین شرایطی چطور میشه این تبعیض رو از بین برد ؟

 

آرش : به نظر من خود این مسئله هم بر می گرده به مردم و به خصوص زنان . به اینکه چقدر زنان به صورت متشکل دنبال احقاق حقوق خودشون هستن ؟ به نظر من با طرز تفکر فعلی که بین زنان جامعه رواج داره هیچ دولتی نمی تونه اوضاع رو برای زنان بهتر کنه . زنان الان عملکرد منفعل دارن . یعنی نسبت به تبعیض واکنشی نشون نمی دن .

 

سارا : به خاطر اینکه کسی رو ندارن که اونها رو آگاه کنه و ازشون حمایت کنه . الان خیلی از زنها هنوز به ساده ترین حقوق خودشون واقف نیستن ، تا بتونن از اونها دفاع کنن .

 

آرش : فکر می کنم مردم ما بیش از حد منفعل هستن . در هر کدوم از زمینه ها که بررسی کنیم هیچ حرکت مثبتی از توده مردم دیده نمیشه . فقط نزدیک انتخابات که میشه مردم کمی به هیاهو می افتند و بعد به سرعت طوفان تموم میشه و همه چیز آروم میشه . همین حالا تعداد زیادی از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کردن . چند نفر از این مردم برای حمایت از اونها جلوی زندان اوین هستن ؟ 1000 نفر ، 2000 نفر ؟ آیا واقعاً فقط همین تعداد  می خوان رای بدن ؟ به نظر من  این 1000 نفر هستند که اگه بگن ما رای می دیم معلومه واقعاً بهش اعتقاد دارن و اگه بگن رای نمی دیم هم همینطور . ولی بقیه صرفاً تحت تاثیر تبلیغات رای می دن و اهل عمل نیستن !

 

سارا : موافقم . تمام اینها به این دلیله که مردم امیدی به آینده جامعه خودشون ندارن . حتی همون 1000 نفر هم می دونن که حرکتشون بی ثمره و با این وجود می خوان اعتراض کنن . مردم هم به تبع اونها منفعل و بی انگیزه هستن . جامعه ما جامعه افراط و تفریطه . مسائل جامعه برای بعضیا اونقدر مهمه که اونها رو  برای سالها می فرسته پشت میله های زندان و برای بعضیا اونقدر کم اهمیته که حتی حاضر نیستند درباره اون مطالعه کنن و یا بهش فکر کنن .

 

آرش و سارا : ممنون از شما که این بحث رو خوندید . خودتون نتیجه گیری کنید . از خواندن نظراتتون خوشحال میشیم .

 

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در جمعه ششم آبان 1384 و ساعت 8:9 |