تبليغاتX
2 نوشت
مراتب چهارگانه

1- گاهي اوقات پيش مي آيد که حس مي کنم بايد کاري انجام دهم. اما نمي دانم چه کاري. تعليق چنين شرايطي واقعاً آزاردهنده است. نوعي آشوب و اغتشاش ذهني حاصل از انرژي که سردرگم در وجودت جريان دارد. در اينگونه مواقع انجام دادن يک کار جديد يا بهتر بگويم تجربه اي جديد خيلي به انسان کمک مي کند.

 

2- منوچهر نوذري درگذشت و کوهي از خاطرات شيرين دوران حرفه ايش را در ذهنم زنده کرد. پنجشنبه شبها بعد از اخبار ساعت 9 همراه دختر خاله هايم مي نشستيم تا مسابقه هفته را تماشا کنيم و منتظر بمانيم ببينيم از "کي مي پرسد ؟ ". يادم نمي رود آن قسمت را که يک جوان 16-17 ساله شرکت کرده بود و آمادگي نسبتاً خوبي هم داشت و همه مي گفتند از او بپرس. سرانجام انصاف نوذري اجازه نداد ساکت بماند و دستانش را از هم باز کرد و ايستاد جلو جوانک و گفت نمي گذارم از او بپرسيد. يادم مي آيد دوره راهنمايي به تقليد از او خودم يک مسابقه هفته در کلاس برگزار مي کردم که طرفداران زيادي هم داشت. به خاطر اين مسابقه تمام واحدهاي پول دنيا و پايتخت ها و آثار تاريخي را از بر کرده بوديم. يادم مي ايد حتي کتاب انقلاب کبير فرانسه را از شوهر خاله ام امانت گرفتم تا بخوانم و بر اطلاعات عمومي بيافزايم. شعر و ادبيات هم که اساسي در دستور کارم قرار گرفته بود. وقتي پنجشنبه مي شد و برخي از سوالات را جواب مي دادم، سينه را جلو مي دادم و با قيافه اي حق به جانب منتظر سوالات بعدي مي شدم. روزهاي جمعه پدرم حليم و عدس را مي گرفت و مي گذاشت روي گاز و مي رفت سراغ راديو تا صبح جمعه شيرينش با نان بربري داغ و حليم و عدس و صبح جمعه با شما کامل شود. در خانواده ها مد شده بود هر وقت زيادي خرج روي دست باباها مي گذاشتيم، با لهجه دست و دلبازي شروع به اعتراض مي کردند که : " اي داد ، اي هوار ، مگه چه خبره ..." . ماجراهاي آقاي ملون با همه زيبايي و ظرافتش هم از خاطرمان نخواهد رفت. و انتهاي کار صداي جاوداني جک لمون. نوذري رفت و در مراسم ختمش خيلي ها شرکت کردند. اما اينها همانهايي بودند که تا قبل ار مرگ او هرگز يادشان هم نبود که کسي هست به نام منوچهر نوذري. مرده پرستي بس است. هر وقت اين آدمها را مي بينم ياد آن قسمت از برنامه "شبهاي برره" مي افتم که موضوع مشابهي داشت.

 

3- گفتم شبهاي برره. بد نمي دانم بگويم فکر نمي کنم تا به حال هيچ مجموعه اي به اين زيبايي زبان حال مردم ايران شده باشد.

 

4- ايران با تيمهاي مکزيک، پرتقال و آنگولا هم گروه شد و با آشفتگي که در حال حاضر بر وضعيت کشور ( و نه فقط فدراسيون فوتبال کشور ) حاکم است بعيد مي دانم اتفاق مهمي در عرصه فوتبال ما بيافتد. با اين وجود حيف اين همه استعداد و انرژي است که هدر برود.

 

.: آرش :.

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در یکشنبه بیستم آذر 1384 و ساعت 10:2 |