تبليغاتX
2 نوشت
مثل خوردن حلیم بادمجون در پارک

یکی از جذابترین اتفاقات در زندگی اینه که سرتو بندازی پایین، راه بیافتی تو خیابون ، بدون هیچ هدف مشخصی حرکت کنی و بعد یه دفعه یه ایده جذاب و دلپذیر تو ذهنت جرقه بزنه. لذتی که یک رستوران رفتن ناگهانی ، یک مسافرت ناگهانی یا یک تصمیم ناگهانی داره با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. بیشتر آدمها مدام در حال برنامه ریزی کردن هستند تا کاری کنن. غافل از اینکه اون چیزی که یه دفعه انجام می دی لذت وصف ناپذیری داره. برای من حرکت کردن بی مقدمه یه جور کشف و شهوده. درست مثل کارگردانی که دوربین رو می ذاره روی دوش فیلمبردار و می ره دنبال سوژه. یا عکاسی که بدون اینکه ایده مشخصی داشته باشه می زنه به بیابون و با چند تا حلقه فیلم مصرف شده بر می گرده ( شاید به همین دلیله که بیشتر نوشته هایی که فکر می کنم خوبه یک دفعه به ذهنم می یان ).

 

اصولاً فکر می کنم چیزی که یک دفعه از ناخودآگاه انسان می جوشه، عمیق تر و ارزشمندتره. درست مثل لذت خوردن ناگهانی حلیم بادمجون تو پارک یا دیدن ناگهانی یک فیلم تازه تو سینما.

 

شما نمی خواید امتحان کنید؟

 

<:آرش:>

 

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در یکشنبه هشتم آبان 1384 و ساعت 21:32 |