تبليغاتX
2 نوشت
انسان زاده شدن !

تمرین دموکراسی در جامعه ای که عقاید انسانها در آن هنوز بر پایه یک محور استوار عقلانی شکل نگرفته کار دشواری است. لازم نیست ساعتها در زندگی اجتماعی و مدنی این مردم، حتی قشر تحصیل کرده (بخوانید روشنفکر) ، کنکاش کنی تا عادات و اعتقادات بی پایه و اساس را پیدا کنی. کافی است سرت را بچرخانی و به اطرافت نگاه کنی. توده ای از افکار متعارف را خواهی یافت که هیچ  پایساخت خردمندانه ای ندارند. افکاری که یا به خاطر ترس از موجود خود ساخته ای با نام خداوند – و نه خداوند آنگونه که حقیقت دارد – متولد شده اند و یا آمده اند تا محافظ مفهوم بی اساس دیگری تحت عنوان آبرو باشند. به این ترتیب تفکر مستقل و غیر متعارف در چنین جامعه ای محکوم است. جامعه هویت مشخصی ندارد و اسیر هروله ای است به ناکجا آباد. انسانها مدام نگرانند مبادا تفکراتشان از سوی همنوعان به عنوان "غیرمرسوم" شناخته شود. همین است که به سادگی می بینید یک انسان واحد رفتارهای کاملاً متعارضی دارد، وقتی در ایران زندگی می کند و وقتی در اروپا زندگی میکند. دلیلش چیست؟ دلیل ساده ای دارد. تفکر مستقلی وجود ندارد که به رفتارهای او وحدت و یکپارچگی دهد. رفتارهای چنین شخصی تابعی از محیط است. هنجارهای اجتماعی که در آن زندگی می کند، به حیات او جهت می دهد. افکار مبتنی بر عقلانیت محض – رجوع کنید به مباحث مربوط به عقلانیت ابزاری وبر – و نه عقلانیت اجتماعی خصوصیات مشخصه یک جامعه را متحول میکند. این دو مفهوم برای من خیلی مهم است. عقلانیت محض کاملاً متمایز از علاقنیت اجتماعی است. بسیاری از رفتارها وقتی در چهارچوب اجتماع سنجیده می شود، صحیح و منطقی است اما ممکن است یک تفکر مستقل مبتنی بر خرد محض آنرا نقض کند.دموکراسی به تعدد عقاید و تعاطی افکار محتاج است.

 

<:آرش:>

/ نوشته شده توسط سارا و آرش در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 8:47 |