![]() |
|||
|
درباره وبلاگ این وبلاگی است دو نفره حاوی نظریات ما درباره فرهنگ ، اجتماع و سیاست. روز هفتم آبان روز تولد این وبلاگ است. منوي اصلي
آرشيو مطالب
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته دوم شهریور 1385 هفته اوّل شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته سوم اسفند 1384 هفته اوّل اسفند 1384 هفته چهارم بهمن 1384 هفته سوم بهمن 1384 هفته چهارم دی 1384 هفته دوم دی 1384 هفته اوّل دی 1384 هفته چهارم آذر 1384 هفته سوم آذر 1384 هفته دوم آذر 1384 هفته اوّل آذر 1384 هفته چهارم آبان 1384 هفته سوم آبان 1384 هفته دوم آبان 1384 هفته اوّل آبان 1384 نویسندگان
آرشیو موضوعی
پیوندهای روزانه
پيوندها
آمار وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM |
.: شب یلدا و جشن ما :.
دلم گرفته و جانم در تلاطم است. کمي خسته ام، از آن دست خستگي هايي که مدام مي آيند و مي روند و انگار گذار روزها را ياد آدم مي آورند. اما اينبار کمي فرق دارد. فرقش اين است که همزمان، جوششي در درون احساس مي کنم. چند روزي است به يادِ يلدا روز، دوباره زنده شده ام. يلدا و نوروز در رگهاي من حسي تازه مي دوانند. جوششي و انگار انقلابي که گذشته و آينده را به هم پيوند مي دهد. خاطره روزهاي خوش گذشته به يکباره زنده مي شود و عشق دوباره نغمه مي سرايد. من انگار باز شام يلدا متولد مي شوم. انگار چيزي در درون من زنده مي شود تا تجلي معناي يلدا باشد: زايش. امسال باز ياد گذشته ها را زنده کردم. عشق دوباره در رگهايمان دويد. لحظه ها را با سارا با هم مرور کرديم. امسال براي ما سال جديدي است. سال در کنار هم جشن گرفتنِ يلدا. آن هم در کنار پدر ها و مادرهايمان. وقتي مرور مي کنم زمستان گذشته را تا انتهاي پاييز امسال؛ مي بينم چه چيزهايي جديدي در زندگيمان روييده. در سالروز يلدا ناخودآگاه به زايش فکر مي کنم: به زايش زندگيمان که مملو از معناهاي خوب است.به زايش عشق و گذشت و فداکاري پدرها و مادرهامان که لحظه لحظه مان را با عشق رنگ زدند. امسال ما در کنار کساني سفره يلدا مي اندازيم که آداب عشق ورزيدن را نه در حرف که در عمل به ما آموختند. عشق از اعماق جانشان در دستهاي پر محبتشان، نگاه لبريز از عشقشان و لبخندهاي سرشار از اميدشان جاري بود که ما راه را با عشق و محبت و اميد تا به اينجا طي کرده ايم. امسال ما به تقدس شب يلدا، که پايان تاريکي و آغاز روشنايي، انتهاي سرما و آغاز گرما و سرانجام پايان تمام معناهاي بد و آغاز تمام معناهاي سبز زندگي است، سفره اي قرمز رنگ، به رنگ آتش، به رنگ عشق، همرنگ دلهاي گرم از محبت؛ خواهيم گسترد، آنرا با انار و هندوانه و خرمالو، آجيل شب چله، ميوه هاي تر و خشک خواهيم آراست. زيباييهايمان را با خورشت فسنجان که غذاي مخصوص شب چله است، با فال حافظه که زينت معنوي اين شام زيبا است و سخن گفتن از تمام معناهاي خوب زندگي تکميل خواهيم کرد. فرصت و مجال خريد درخت يلدا نيست. شايد سال آينده. مهم اين است که درخت يلدا در قلبهايمان جايي داشته باشد. جايي که آنرا با گويهاي رنگارنگ قلبمان، هر کدام به نشانه يکي از کساني که در قلب ما جا دارند، تزئين مي کنيم و يلدا شب را جشن مي گيريم. شما براي شب يلدا چه مي کنيد؟ يلدا مبارک .: آرش :.
/
نوشته شده توسط سارا و آرش در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 14:44 |
|
||